تبليغاتX
منتظر
مهدی(عج)
 سلام

  سلام 

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389  |
  درد عشق

  درد عشقی کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش

میرود آب دیده ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه میگزی که مگوی

لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو در کلبه ی گدایی خویش

رنجهایی کشیده ام که مپرس

|+| نوشته شده توسط معین در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389  |
 مهدی

 

 

|+| نوشته شده توسط معین در جمعه بیست و یکم اسفند 1388  |
 گفتم به مهدی
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم
|+| نوشته شده توسط معین در یکشنبه سیزدهم دی 1388  |
 سلام
سلام من به محرم   محرم گل زهرا

به ناله های ملائك  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش


سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش


سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل


سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم


سلام من به محرم  به گهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه


سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش


سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه


سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش


به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش
|+| نوشته شده توسط معین در سه شنبه یکم دی 1388  |
 

در سال چهارم هجرت ، جامعه نوپاى اسلامى با ولادت امام حسين عليه السلام به وجود يكى از قدسيان الهى زينت يافت .
فاطمه زهرا عليها السلام نوزاد فروزان را در قنداق زرد رنگى نزد سرور آفرينش ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ، آورد و حضرت ضمن رهنمون دخت فروغمندش به استفاده از قنداق سفيد، در گوش راست نو رسيده قدسى اذان و گوش چپ اقامه خواند و جبرييل عليه السلام فرود آمد و فرمود:
خداوند متعال ترا سلام رسانده و مى فرمايد: از آن جا كه على براى تو چون هارون به موسى است ، نوزاد را حسين كه معادل عربى نام شبير، فرزند هارون ، است نامگذارى كن .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روز هفتم ولادت ، گوسفندى را عقيقه فرمود و بعد از تراشيدن موى سر معشوق الهى ، به وزن موى او نقره  صدقه داد.
از آن جا كه شير فاطمه زهرا عليها السلام به جهت بيمارى خشك شده بود، حسين عليه السلام را نزد رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آورده و آن حضرت به مدت چهل روز با گذراندن انگشت مبارك ابهام و گاهى زبان مباركش در دهان فرزند دلبندش و مكيدن او، حسين را سير مى نمود و اين سبب شد كه گوشت و خون حسين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برويد؛ از اينرو پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود كه حسين از من است و من از حسينم .

از بدو تولد، فرشتگان براى عرض تهنيت از يك سو و تسليت از سوى ديگر به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرود مى آمدند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم در يكى از سفرهاى خود، در بين راه ايستاد و آيه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون ) را تلاوت فرمود و اشك ريخت و ياران حضرت از سبب گريه پرسيدند و حضرت فرمود:
جبرييل مرا از كربلا، كنار فرات كه فرزندم حسين را آنجا مى كشند، خبر داد؛ گويا جايى را كه به زمين مى افتد و دفن مى شود، مى بينم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از برگشت از سفر، بالاى منبر رفت و بعد از سخنرانى ، دست راست بر سر حسن عليه السلام و دست چپ بر سر حسين عليه السلام نهاد و سر به آسمان بلند كرد و فرمود:
بارالها! بى گمان محمد، بنده و پيامبر تست ؛ اين دو پاك ترين و برترين خاندان و ذريه من هستند؛ جبرييل براى من خبر كشته و خوار شدن فرزندم ، حسين ، را بيان كرد. پروردگارا! شهادت او را مبارك گردان و او را سرور و سالار شهيدان قرار ده ؛ بارالها! قاتل و خوار كننده او را عاقبت به خير مگردان .
در اينجا مردم در مسجد ناله سر دادند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
آيا براى او گريه كرده و ياريش نمى كنيد!

حديث ولادت عشق
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اين راستا فرمود:
هنگام ولادت حسين در شب جمعه ، جهت بزرگداشت او، خداوند متعال دستور داد تا فرشتگان ماءمور جهنم آتش آنرا بر اهل جهنم خاموش ‍ كنند و فرشتگان بهشتى بهشت را بيارايند و حورالعين خود را زينت داده و به ديدار هم روند و ديگر فرشتگان تسبيح و حمد و سپاس خداى را در صف هاى بهم پيوسته بپا دارند و جبرييل جهت تهنيت و شادباش گفتن به محضر پيامبر اكرم در هزار گروه كه هر گروهى يك ميليون فرشته است ، فرود آيد و به محمد صلى الله عليه و آله و سلم بگويد:
من او را حسين نام نهادم . او را شرورترين شخص زمان او، كه سوار بر بدترين چهارپاست به قتل مى رساند؛ واى بر قاتل حسين و پيشواى او كه دستور قتل را صادر نمود؛ من از كشنده حسين بيزار و او نيز از من بيزار است ؛ زيرا در روز قيامت جرمى بالاتر از قتل حسين نيست كه با مشركان در آتش جهنم خواهد شد؛ آتش دوزخ به قاتل حسين مشتاق تر از بهشت به بهشتيان است .
جبرييل را هنگام هبوط، يكى از فرشتگان الهى ديد و پرسيد:
امشب چه شده ؟ آيا قيامت اهل دنيا به پا شده است ؟
جبرييل فرمود:
براى محمد فرزندى به دنيا آمده كه خداوند متعال مرا جهت اظهار تهنيت به محضرش ، فرستاد.
آن فرشته گفت :
اى جبرييل ! قسم به آفريننده مان ، وقتى به حضور محمد شرفياب شدى ، اسلام مرا به او برسان و از قول من به او بگو كه بحق كودك نو رسيده ات ، از پروردگارت بخواه تا از من خشنود شده و بالها و مقام و منزلت مرا در بين فرشتگان به من باز گرداند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه ضمن دريافت تهنيت و تحيت الهى از جبرييل ، از شهادت حسين عليه السلام آگاهى يافته بود، فرمود:
قاتل حسين از امت من نيست ؛ و من و خداوند متعال از ايشان بيزار هستيم .
و به دنبال اين ، حضرت نزد فاطمه زهراء عليها السلام آمد و خبر شهادت ريحانه خود را به دخت گرانقدرش داد و زهراء عليها السلام اشك ريخت و فرمود:
اى كاش او را به دنيا نياورده بودم .
در اينحال رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
امامان بعد از حسين ، از وى آفريده خواهند شد.
حضرت نام يك يك ايشان را تا امام زمان ، مهدى عج الله تالى فرجه الشريف ، اظهار فرمود و گفت :
عيسى بن مريم پشت سر او نماز خواهد خواند.
در اين لحظه ، فاطمه عليها السلام را آرامش فرا گرفت و سپس جبرييل تقاضا و درخواست آن فرشته را بيان فرمود و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حسين را به آغوش گرفت و به آسمان اشاره كرد و فرمود:
بارالها! به حق اين مولود بر تو بلكه به حق تو بر اين مولود و بر جدش ، محمد، و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ، اگر حسين ، فرزند على و فاطمه ، را نزد تو قدر و منزلتى است ، از درداييل خشنود شود و بال ها و مقام و منزلتش را براى او برگردان .
روايت گهواره :
خداوند متعال ولايت امير المؤ منين على عليه السلام را براى فرشتگان اظهار نمود و همه ملائكه جز فطرس آنرا پذيرفتند و از اينرو خداوند متعال بال او را شكست . هنگام ولادت امام حسين عليه السلام ، وقتى جبرييل جهت عرض تهنيت و شادباش به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى آمد، فطرس به او گفت :
مرا نزد محمد ببر و حاجت مرا به او بگو تا برايم دعا كند.
وقتى جبرييل براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حاجت فطرس را اظهار نمود، حضرت ، ولايت على عليه السلام را به او عرضه كرد و بعد از پذيرفتن او، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
شاءنك بالمهد فتمسح به و تمرغ فيه .
بر تو ياد آن گهواره ؛ خود را به آن بچسبان و او را در بر گير.
فطرس خود را در حاليكه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم براى او دعا مى كرد، به گهواره چسباند و خداوند متعال توبه اش را پذيرفت و بعد از بهبوديش به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت :
در قبال اين لطف و مرحمت ، زيارت و سلام و درود هر كسى را براى امام حسين عليه السلام ، به وى ابلاغ مى كنم .
|+| نوشته شده توسط معین در سه شنبه یکم دی 1388  |
 

حسين

 

از حرم تا به حرم بوي محرم ايد

كربلا را ز كرم بوي مكرم ايد

دل در ايوان طلا هست اسير

كربلا از دو حرم تا به محرم ايد

|+| نوشته شده توسط معین در سه شنبه یکم دی 1388  |
 عشق
 

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر                     عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن                        عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در آویختن                        عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب                     عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی بنده فرمان شدن                        عشق یعنی تا ابد رسوا شدن

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست            عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز                       عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه                     عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن                     عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن               عشق یعنی قطره و در یا شدن

عشق یعنی پیش محبوبت بمیر                    عشق یعنی از رضایش عمر گیر

عشق یعنی زندگی را بندگی                       عشق یعنی بندگی آزادگی

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه سی ام آبان 1388  |
 سفر سياحتي و هميشگي آخرت با اقامت دائم

سفر سياحتي و هميشگي آخرت با اقامت دائم

ابتدا گذر نامه زير را كامل كنيد:

نام:انسان - نام خانوادگي:آدميزاد -نام پدر:آدم - نام مادر:حوا

لقب:اشرف مخلوقات - نژاد:خاكي - ساكن: زمين

ساعت پرواز: هر وقت خدا بخواهد

وسايل مورد نياز:

1)2متر پارچه سفيد

2)عمل نيك

3)نماز اول وقت

4)انجام واجبات

5)ولايت ائمه اطهار

6)دعاي والدين

7)اعمال صالح وتقواوايمان

(توجه)

1)خواهشمند است جهت رفاه خود خمس وزكات را قبل از پرواز

پرداخت نماييد.

2)از آوردن مقام وثروت و ماشين حتي به داخل فرودگاه خودداري كنيد

3)جهت يادگاري قبل از پرواز اموال خود را بين فرزندان مشخص كنيد.

4)از آوردن بار اضافي از قبيل:حق الناسو غيبت و تهمت ودروغ و گناه

و غيره خودداري كنيد.

براي كسب اطلاعات بيشتر به قرآن و سنت پيامبر(ص) مراجعه كنيد.

در صورتي كه قبل از پرواز با مشكلي مواجه شديد با شماره هاي زير تماس

حاصل فرماييد:

سوره بقره(186)-سوره اعراف(155)-سوره نساء(145)-سوره توبه(119)

سفر خوبي برايتان آرزو ميكنم.

سرپرست كاروان:حضرت عزرائيل

تهيه و تنظيم: سرنوشت الهي


|+| نوشته شده توسط معین در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
 شرح دعاي معراج:
 

شرح دعاي معراج

از رسول اکرم (ص) منقول است :آن شبي که مرا به معراج بردند از تمامي آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسيدم و آنچه ديده بودم و با خداي تعالي بيواسطه سخن گفتم و مراجعت نمودم به مقام جبرئيل رسيدم ، گفتم يا جبرئيل اين چه دعائيست که جمله فرشتگان مي خوانند؟گفت:يا محمد (ص) اين همان دعاست که از جانب حق به شما آوردم و خداي تعالي مي فرمايد:هر که از آدم تا خاتم اين دعا را بخواند يا با خود دارد عزيز و مکرم گردد و حاجتش برآورده شود و حق تعالي هيچ حجاب در ميان او و خودش نگذارد و او را از جميع بلايا محفوظ دارد و اگر از آدم تا خاتم جمع شود و جميع درياها مرکب گردد  و زمين کاغذ گردد و چندان نويسند که همه فرشتگان مانده شوند و درياها خشک شوند و آسمان و زمين تمام شود نمي توانند ثواب اين دعا را بنويسند و از هزار يکي نوشته نشود و خواننده و دارنده اين دعا را تنگي دست ندهد و تا روز اجل بستگي در کار وي نشود و از درد گوش و درد سر و چشم و دل و جميع دردها و بلاها ايمن گردد و هر کس اين دعا را با خود بگور برد حق سبحانه او را بخشد و سکرات موت را بر وي آسان گرداند  و از عذاب قبر و سوال منکر و نکير ايمن گردد  و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وي برآيند تا داخل بهشت مي کنند :

بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحيم

دعاي معراج:


يا سَيِّدُ يا سَنَدُ يا صَمَدُ يا مَن لَهُ المُستَنَدُ اجْعَلْ لي فَرَجًا و مَخْرجًا مِمّا اَنَا فيهِ وَاکْفِني فيهِ و

اَعُوذُبِکَ بِسم اللهِ التّاماتِ يا اللهُ يا اللهُ يا اللهُ يا رَحمانُ يا رحمانُ يا رَحمانُ يا رَحيمُ يا رَحيمُ


يا رَحيمُ يا خالِقُ يا رازِقُ يا بارئُ يا اَوَلُ يا اخِرُ يا ظاهِرُ يا باطِنُ يا مالِکُ يا قادِرُ يا واهِبُ يا

وَهّابُ يا تَوّابُ يا حَکيمُ يا سَميعُ يا بصيرُ يا غَفورُ يا رَحيمُ يا غافِرُ يا شَکورُ يا عالِمُ یا عادِلُ


یا کریمُ یا حلیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤُفُ یا وترُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ

یا مُعیدُ یا حافِظ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مالِکُ یا باعثُ یا وارثُ یا رَحیمُ یا فاتِحُ یا فارجُ یا فاخِرُ

یا مُعِزُّ یا مُذِّلُ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّار

 یا غَفّارُ یا حنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفرانُ یا بُرهانُ یا سُبحانُ یا مُستَعانُ یا سُلطانُ یا امینُ

یا مؤمِنُ یا مُتَکَبِّرُیا شَکورُ یا عَزیزُ یا عَلِیُّ یا وَفیُّ یا زَکِیُّ یا قَوِیُّ یا غَنِیُّ یا مُحِقُّ یا مُعطی

یا اخِرُ یا احسَنَ الخالِقینَ یا خیرَ الرّازقینَ یا خیرَ الغافِرینَ یا خیرَ المُحسِنینَ یا خیرَا

لنّاصرینَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ یا نورَ السماواتِ و الاَرضَ یا هادیَ المُضِّلینَ یا دَلیلَ المُتَحیِّرینَ

یا خالِقَ کُلِّ شَی ءٍ یا فاطِرَ السَّماواتِ وَالاَرضِ  یا هادیَ المُضِلّینَ یا مُفَتِّح الاَبوابِ یا مُسَبِّبَ

الاسبابِیا رَفیعَ الدَّرجاتِ یا مُجیبَ الدَّعواتِ یا وَلِیَّ الحَسَناتِ یا غافِرَ الخَطیئاتِ یا مُحیِیَ


الاَمواتِ یا ضاعِفَ الدَّرَجاتِ یا ضاعِفَ الحسناتِ یا دافِعَ البَلِیّاتِ اللّهم احْفَظ صاحِبِ هذَا

الدُّعاءِ مِنَ القَحطِ و الطّاعونِ و الزِّلزلَةِ وَ الفُجاةِ وَ الوَباءِ وَ مِن شرِِّ الاَعداءِ و مِن شَرِّ الجِنِّ

و الاِ نسِ بِحَقِّ لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّومُ وَ بِحَقِّ  کهیعص وَ بِحَقِّ حمعسق وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

المُصطَفی وَ بِحَقِّ علیٍّ المُرتَضی وَ الائمةِ الهُدی وَ بِحَقِّ اللَّوح وَ القَلَم وَ الکرسِیِّ وَ العَرشِ

وَ بِحَقِّ فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَهُوَ السَّمیعُ العَلیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُعاءِ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذی

شَرّ وَ مِنْ شَرِّ طارقِ اللَّیل وَ النَّهارِ وَ مِنْ شَرِّ والِدٍ وَ ما وَلَدَ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الاَرْضِ وَ

ما یخْرُجُ مِنْهُما وَ هُوَ تاغَفورُ الرَّحیمُ اللّهُمَ احْفَظْ صاحِبَ هذا الدُّعاءِ مِنْ شَرِّ الاَعداءِ وَ مِنْ

شَرِّ جَمیعِ المِحْنَةِ وَالدّاءِ وَمِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِی العُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ یا رَبِّ بعزَّتکَ

یا عَزیزُ وَ القَهرُ بِلُطفِکَ وَالرَّحمَة رَحمَتُکَ یا واهِبَ العَطایا یا دافِعَ الْبلایا  یا غافِرَ الخَطایا یا

ستّارُ العُیوب یا نورَالغُیوب یا نورَالقلوب یا حَبیبَ القلوب یا قاضیَ الْحاجات یا رَحمنَ الدُّنیا

وَالاخِرة یا ارحَمَ الرّاحِمین بِحَقِّ الیَ الله تَصیرُ الاُمورُ اللهُمَ اِنّی اَستَودِعُکَ نَفسی وَ روحی وَ

مالی وَاولادی وَ جَمیعَ ما اَنعَمتَ عَلَیَّ فی الدُّنیا وَالاخرة اِنَّهُ لا یُضیعُ صَنایِعُکَ یَصونُکَ وَ

مَحفوظُکَ وَ مامولُکَ لا یُجیرُنی اَحَدٌ مِنکَ وَ لَن اَجِدُ مِن دونِهِ مُلتَحَداً اللّهمَّ رَبَّنا آتِنا فی


الدُّنیا حَسَنَة وَفی الاخِرةِ حَسَنَة وَقِنا عَذابَ النّار وَ عذابَ القَبر بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 خدا را دوست دارم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، مرا connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چه  را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینهمه wallpaper که  updateمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم مرا log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهمinvisibleبروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و مرا delete و ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه مرا install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و  می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز مرا می بخشد و shut down ام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه مرا آرام می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه مرا برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و مرا تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به او بگویم،

 نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرفم را بخواند

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 قلب مومن : عرش الهی

قلب مومن : عرش الهی

در روایتی آمده است که حضرت داوود (علیه سلام)در مناجات با خدا عرض کرد:

خدایا! از برای هر پادشاهی خزانه ای است . پس خزانه ی تو کجاست؟

خطاب شد : برای من خزائنی است عظیم تر از عرش،وسیع تر از کرسی، پاکتر از بهشت و زیبا تر از ملکوت. زمینش معرفت، آسمانش ایمان ، خورشیدش شوق،ماهش محبت، ستاره هایش خواطر(یعنی آنچه در دل گذرد)، ابرهایش عقل ، بارانش رحمت ، درخت هایش طاعت و میوه اش حکمت است و از برای آن چهار رکن است: رکن اول توکل،رکن دوم تفکر،رکن سوم انس با پروردگار و رکن چهارم علم،حکمت ،صبر و رضا. آگاه باش که آن دل است زیرا برای دل اسرار عجیب و احوال متفاوتی است و در انسان عضوی شریفتر از آن نیست

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)فرمودند : به درستی که در بدن انسان تکه گوشتی است که اگر پاک و صالح شد، سایر بدن نیز صالح و پاکیزه می شود ولی اگه فاسد شد ، بدن هم فاسد می شود. بدان که آن دل است و سری بزرگتر از سر دل نیست

اگر وسیعتر از دل مومن چیزی بود ، خداوند نمی فرمود وسعت مرا آسمونها و زمین ندارند . البته این وسعت ،وسعت معنوی است

بنابراین این قلب مالامال از نور و عشق و معرفت انسان چنان طراوت و شادابی خواهد یافت که همیشه از چشمه ی جوشان قلب عالم امکان و نور مطلق الهی یعنی وجود مقدس امام زمان (عج)بهرمند خواهند شد

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه هجدهم مهر 1388  |
 میگن

میگن : بزرگی!

میگن : مهربونی!

میگن: یکی یه دونه ای!

میگن: رازقی!

میگن: قادری!

میگن: حرف نداری!

میگن: یه قدم که واست برداریم ، واسمون 10 تا قدم برمیداری!

میگن: قولات، قوله!

میگن: دوسمون داری!

میگن: باهامونی!

میگن: نگامون میکنی!

میگن: حواست بهمونه!

میگن: صدامونو می شنوی!

میگن: عزیزی!

میگن: محمد رو خیلی دوست داری!

میگن: عاشق گلوی بریده حسینی!

میگن: خاطر مهدی خیلی واست عزیزه!

میگن: هر وقت تو بخوای  اون میاد!

میگن: حرفات که تو قرآنه، معجزست!

میگن: جایزه حرف گوش کردن، بهشتته!

میگن: بهشتت معرکست!

میگن: پر از قصره!

میگن: خوش آب و هواست!

میگن: هر چی بخوایم اونجا هست!

 

میگم: عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط معین در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
 قرآ ن معجزه ی جاوید
 
قرآن

 معجزه ی جاوید نبی امی،

 وحی منزل از سوی رب العالمین توسط جبرائیل امین،

سخن پاک خداوند  از گلوی پیامبر اکرم،

جدا کننده ی حق از باطل،

روشنگر راه هدایت ،

هدایت گر انسانهای راه گم کرده،

 آیات عظمی و نشانه های حیات و زندگی،

و...

و ای رب القرآن:

به عظمت این ماه مقدّس و هر ماه دیگر  قسمت می دهیم  که مارا  در قرائت قرآن  و عمل و تدبر  و شناخت آیات قرآن  تو فیق ده  و به  هنگام  استفاده قر آن  به ما چشم و گو ش بصیرت  و قلبی سلیم عطا فرما و زبان مارا  به تلاوت بیش از بیش  قرآن مزیّن فرما و رهنمودها و هدایت های قرآنی را در زندگی مان جاری ساز .

و همانطور که حافظ قرآن بودی  ما را هم به واسطه ی عمل به قرآن  و سنن ناب پیامبر اکرم  از شر شیاطین و عمّال آن  و وسوسه های نفسانی  و شیاطین دنیایی  حفظ بفرما .

و در این ماه مقدّس  و هر ماه دیگر  ما را به تغییر و تحوّل و بر خاستن  و قیامی درونی قرآنی  رهنمون شو  و این قیام درونی قرآنی مارا  به قیام مهدی(عج) متصل کن .

ان شاﺀالله...

|+| نوشته شده توسط معین در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
  « َو سَلامَُ علی آصحاب الیَمین »
خدایا امشب شب جمعه است . میشه فردا وقتی از خواب بیدار میشم ببینم توی دنیا یه خبرهای دیگه ای هست . بشنوم یکی ادعای مهدی بودن کرده و اومده که حقیقت رو به ما تفهیم کنه .

یه آرزوی بزرگ دیگه توی دلم هست ، ولی اینجا نمی نویسم .  ...  . شاید توی این دنیای فانی نباید زیاد آرزو کرد.

 «  َو سَلامَُ علی آصحاب الیَمین »

|+| نوشته شده توسط معین در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388  |
 توهم در دیدار امام زمان «ع»

بیایید حضرت را در مقام انسانی بخواهیم ، نیازهای انسانیت و ابدی خود را نزد ایشان

ببریم ، بیایید کاری کنیم که مورد نظر حضرت باشد و نظر ایشان را جلب کند ...

چرا که اگر حضرت به ما نظر نکند انسان نیستیم .

حواستان را جمع کنید ، نظر امام در امامت و ولایتشان ، نظر انسانی است .

به نظر شما حضرت می خواهد چه کسی را نجات دهد ؟؟

اصلا امامت برای کیست ؟

مگر نه اینکه امامت مربوط به انسان است و امام برای انسان آمده و نظرش بر انسان است ،

نه بر جماد و نبات و حیوان !

البته امام ، نظر ولایت کلی بر تمامی موجودات دارند ، ولی این نظر با

 نظری که بر هدایت خاص انسانی است تفاوت دارد.

  تو چه بخواهی و چه نخواهی ، حضرت طبیعت را با نظرشان تدبیر می کنند .

اما تو باید به دنبال جلب نظر انسانی حضرت باشی .

باید کاری کنی که امام ، به تو به عنوان یک انسان نظر کند .

اگر بدون نظر نظر امام ، ریاضت های چهل روزه بکشی ، چه فایده ای دارد ؟

چله های من در آوردی و بدون تدبیر امام ، چه سودی دارد ؟

اگر به افق امام زمان «ع» نگاه کنی ، کاری کنی که به تو نظر کند ، تحت نظر او می چرخی ،

دیگر طبق نظر خودت کار نمی کنی .

اراده ات را به دستش می دهی و امور تو را می چرخاند ، اگر خودت بخواهی امورت را با

چله گیری و ریاضت بچرخانی و ادب کنی ، چون در زاویه هستی ، امام را در زاویه ی خود

پایین می کشی و می خواهی در آن زاویه ی محدود از او فیض بگیری .

وقتی در زاویه هستی  فردا مطابق با همان زاویه جو گیر می شوی و نور را رها می کنی  ،

اما اگر با نظر امام بروی ، اصلا خودت نیستی ، او تورا می برد .

چون هر سه عالم را تدبیر می کند .

ای بند بیا ، ساکن میخانه ی ما باش       ما شمع تو گردیم ، تو پروانه ی ما باش

تات چند خوری باده ز پیمانه ی اغیار       پیمانه شکن ، طالب پیمانه ی ما باش

از عشق مجازی نشود کام تو حاصل       از عشق بتان بگذر و دیوانه ی ما باش

باز است در رحمت ما رحم به خود کن       در دام نیفتاده بیا دانه ی ما باش

یک عمر شدی خانه به دوش هوس و آز       یک شب تو بیا معتکف خانه ی ما باش

پیمانه ات را بشکن ، چرا که پیمانه ی تو کوچک است .

پیمانه ی ما ( حضرت ) را بگیر ، که به وسعت سه عالم تو است .

گفتم چگونه باید ناز تو را کشیدن ؟       گفتا به قیمت دل از غیر ما بریدن

گفتم شود میسر ، تا من تو را بینم ؟     گفتا شود میسر اما به دل بریدن

گفتم ز جام وصلت می می شود بنوشم ؟     گفتا نخست باید ، شهد ولا چشیدن

گفتم ز هجر رویت تا کی به ره نشستن ؟      گفتا نشتن از تو ، از ما به سر دویدن

گفتم شود که روزی شام غمت سر آید ؟       گفتا شود ولیکن با جان به لب رسیدن

گفتم غم فراغت کی می رسد به پایان ؟       گفتا رسد به پایان با شرط قد خمیدن

ارتباط با امام زمان «ع» را خیلی ساده گرفته ایم .

چه شیعه و چه اهل سنت ، هرکدام به یک نحوی با حقایق وجودی امام بازی کردیم ،

یعنی آن مقام جامع انسانی را ، در حد یک عروسک پایین کشیدیم تا چند صباحی با آن

بازی کنیم و لذت خام بچه گانه از او ببریم !

خدا می داند که اگر نور امام زمان «ع» بر ما نتابد ،

 نه عالم در علم هستیم و نه عابد در عبادت !

فردی می شویم که ریاضت های عجیب و غریب دارد ،

 همه کار می کند ، ولی سرگردان است .

فرا رسیدن ماه شعبان رو تبریک عرض می کنم

امید که از منتظران واقعی باشیم ...

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج ...

منبع : توهم در دیدار امام زمان «ع» نوشته فاطمه میرزایی ( لطفی آذر )

|+| نوشته شده توسط معین در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388  |
 سلام علي آل ياسين

وقتی زیارت آل یس را می خوانید ، هیچ فکر کرده اید که این زیارت

می خواهد چه چیزهایی را به شما بگوید ؟

جایی کلمه ی « حین »  را می آورد :

السلام علیک حین تقوم ، السلام علیک حین تقعد ...

و جای دیگر می گوید :

السلام علیک بجوامع السلام

« حین » حرکت امام را در ماده مطرح می کند ، تقعد و تقوم در ماده است .

امام زمان خود ، این زیارت را به ما القا فرموده اند ، یعنی می خواهند که ما ایشان را

در جامعیت بگیریم !

می خواهد که ما ریش و قیچی را در تمام عوالم به دست او بدهیم ، تا ما را بالا بکشد ...

عین الانسان ، تنها کانالی است که می تواند ما را به اسم الله برساند .

مطلوب حقیقی مان ، رسیدن به مقصد و مقصود حقیقی اوست .

اوست که مقصد و مقصود دارد .

مقصد حقیقی ما برای رسیدن به مقصد او ، انسان کامل « امام زمان » است .

برای همین هم در دعای ندبه می خوانیم :

فلیبک الباکون و ایهم فلیندب النادبون

« پس گریه کنندگان باید بگریند و زاری کنندگان باید بر آنها زاری کنند »

یعنی برای او باید سوزیم و بمیریم .

معنی انسانیت را چشیدن ، ساده نیست ، ضجه ها ، گریه ها ، ناله ها و فریاد رسی ها

می خواهد ، تا امام زمان را پیدا کنیم .

اگر فکر کنیم بدون ارتباط با امام زمان «ع» می توانیم به خدا برسیم و خدا را در وجودمان

پیدا کنیم اشتباه کرده ایم .

حضرت حجت ، عبد محض ، عین العبد و عین الانسان است ،

چرا که در راستای تمام اسما حسنای الهی حرکت می کند ..

این اسما در هر سه عالم ماده ، ملکوت و عقل کار می کند ، پس آن کس

که جامع تمام اسما الهی

است ، در هر سه عالم ، متعادل پیش می رود ...

از آنجا که عین انسانی ما صاحب الزمان است ،

پس ثمره ی ، غایت و نهایت وجودمان ، منظور از بدایت و نهایتمان ، جمع اول و آخرمان

صاحب الزمان است !

از این رو ، چاره ای نداریم جز اینکه ، از طریق او راه برویم ،

زیرا خداوند ، وجود و کمالات وجود را از این طریق افاضه می کند ..

اگر بخواهیم با کمال ارتباط برقرار کنیم ، چاره ای نداریم جز اینکه به اسما اعظم الهی ،

که همان عین الانسان است ، دسترسی پیدا کنیم ...

|+| نوشته شده توسط معین در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  |
 حضرت مهدی (عج) ازکجا و چگونه ظهور
چنانکه مفضّل از حضرت امام صادق (ع) پرسید : ای آقای من ، حضرت مهدی (عج) ازکجا و چگونه ظهور می کنند ؟ حضرت فرمودند : ( ای مفضّل! او به تنهایی ظهور می کند و به تنهایی کنار خانه ی کعبه می آید و به تنهایی شب را در آنجا می گذراند. )     (بحارالأنوار ، علامه مجلسی ، ج۵۳، ص۷)

و امام باقر (ع) فرموده است : ( هنگامی که قائم(ع) از "مکه" خروج کند ،منادی او ندا در می دهد که : هلا ، هیچ کس غذا و آشامیدنی بر ندارد ، و او با خود سنگ موسی بن عمران را به همراه می برد ، که آن بار شتری است ، پس در هیچ منزلی فرود نمی آید، مگر اینکه چشمه ها از آن جاری می گردد.)     (غیبت نعمانی ، باب ۱۳ ، ص۳۴۴)

لذا از امور قطعی و مسلّم زمان ظهور حضرت مهدی(عج) ، این است که آن جناب از مکه خروج می کند.

|+| نوشته شده توسط معین در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  |
 اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد

                «و َعَجِّل فَرَجَهُم وَ فَرَجَنا بِهِم»

|+| نوشته شده توسط معین در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  |
 اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى

 سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ

 اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ

 وَ عَلى  اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

 

امام حسين (ع) فرمود:

کاري مکن که از آن پوزش بخواهي، زيرا مومن نه بد مي کند 

 و نه عذر مي طلبد و منافق هر روز بد مي کند و عذر مي خواهد...

 

|+| نوشته شده توسط معین در یکشنبه یکم دی 1387  |
 
 
بالا